تبليغاتX
::عکس در هر زمینه ای-داستان





دو بیمار

یکشنبه هفتم بهمن 1386

داستان کوتاه عاشقانه
 
دو بیمار
 
 

 در بیمارستانی دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند. تخت او در کنار تنها پنجره ی اتاق بود. اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد. و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد. آنها ساعت ها با یکدیگر صحبت می کردند. از همسر ... خانواده و ...

هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد. بیمار دیگر در مدت این یک ساعت با شنیدن حال و هوای دنیای بیرون جانی تازه می گرفت.

این پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه ی زیبایی داشت. مرغابیها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایق های تفریحی شان در آب سرگرم بودند. درختان کهن به منظره ی بیرون زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده می شد. همان طور که مرد در کنار پنجره این جزییات را توصیف می کرد هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد.

روزها و هفته ها سپری شد.

یک روز صبح ... پرستاری که برای شستشوی آنها آب می آورد جسم بی جان مرد را کنار پنجره دید که در خواب و با آرامش از دنیا رفته بود. پرستار بسیار ناراحت شد و از مستخدمان بیمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند. مرد دیگر خواهش کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد اتاق را ترک کرد.

آن مرد به آرامی و با درد بسیار ... خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد. بالاخره او می توانست این دنیا را با چشمان خودش ببیند.

در عین ناباوری او با یک دیوار مواجه شد. مرد پرستار را صدا زد و با حیرت پرسید که چه چیزی هم اتاقیش را وادار می کرده چنین مناظر دل انگیزی برای او توصیف کند؟ پرستار پاسخ داد: "شاید او می خواسته به تو قوت قلب بدهد. آن مرد اصلا نابینا بود و حتی نمی توانست دیوار را ببیند


 



دختر 25 ساله ای هستم

یکشنبه هفتم بهمن 1386

دختر 25 ساله ای هستم که قبل از این ماجراهایی که میخوام تعریف کنم یه دختر شیطون،شلوغ و پر سرو صدایی بودم،تا اینکه یکی از دانشگاههای تهران قبول شدم.مثل همیشه سرم به کار خودم بود و دنبال دردسر نمیگشتم با بیشتر بچه های هم دوره خودم رابطه خوبی داشتم و البته با 3-2 نفرشون صمیمی تر بودم.هیچ وقت دنبال دوستی با پسرها نبودم حتی دوران نوجوانی چون یک خانواده خوب و چندتا دوست خوب از دوران راهنمایی و دبیرستان دارم که هیچ کمبودی حس نمیکردم که بخوام با ارتباط با جنس مخالف پرش کنم.البته ارتباط بدی با پسرها نداشتم با همه پسرهای کلاسمون در حد معمول همکلاسی بودن ارتباط داشتم اما محدود به همون دانشگاه و ساعتهای کلاس می شد.
بقیه داستان در ادامه مطلب



Aks Haei Besyar Ziba Az Donyaye Rooyaei

یکشنبه هفتم بهمن 1386

برای دیدن بیشتر عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید



امان از دست آقایون !!!

یکشنبه هفتم بهمن 1386

امان از دست آقایون !!!
 

چرا مردها داراي وجدان پاکي هستند؟

به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمي کنند!

اگر يک مرد و يک زن با هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند کداميک زودتر به زمين ميرسد؟

خانم، چرا که آقا راه را گم مي کند!

چرا مردها هميشه خوشحالند؟

چون آدم هاي بي خيال فقط مي خندند!

چرا روانکاوي مردها خيلي سريع تر نسبت به خانم ها انجام مي پذيرد؟

زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکي فرا مي رسد، مردها همان جا قرار دارند!

شباهت آقايون با آگهي هاي بازرگاني چيست؟

شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيز براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد!

ورزش کنار درياي آقايون چيست؟

هر موقع خانمي را مي بينند شکم هايشان را تو مي دهند!

فرق بين نرخ اوراق بهادار با مردها در چيست؟

نرخ اوراق بهادار رشد مي کند.

خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟

من مي تونم کارمو بهتر از اين انجام بدم

 دليلي که مردها به مسائل کاري خود فکر نمي کنند؟

1- فکري ندارند !

 2- کاري ندارند !!!

آقايون لباس هايشان را چگونه دسته بندي مي کنند؟

''کثيف'' و '' کثيف اما قابل پوشيدن'' !!!

چه کسی مي تواند يک ماشين ارزان قيمت 2 ميليون توماني بخرد و يک سيستم صوتي 4

ميليون توماني بر روي آن نصب کند؟!

تنها يک مرد.

شما به مردي که همه چيز دارد چه ميدهيد؟

زني که به او نشان دهد چگونه مي تواند از آنها استفاده کند!  

نازکترين کتاب دنيا چه نام دارد؟

چيزهايي که مردان در مورد زنان مي دانند.

قضاوت به عهده خودتون ؛من هیچی نمیگم !



Hashtomin Banaye Ajibe Donya

یکشنبه هفتم بهمن 1386

 

بنای زیرزمینی زیبای ایتالیا، تعداد عجایب جهان را به عدد 8 رساند

در دامنه کوه آلپ در شمال ایتالیا، در 30 مایلی شهر باستانی تورین، در دره‌ای به نام Valchiusella، روستایی وجود دارد که قدمت آن به قرون وسطی می‌رسد، این دهکده منظره‌ای چشم‌نواز دارد، اما بنای عجیبی که در عنوان این پست به آن اشاره شده، در زیر زمین و در دل یک صخره بزرگ قرار دارد.

30 متر زیر سطح زمین و پنهان از چشم مردم، بنایی عجیب قرار دارد که آن را می‌توان با شهر افسانه‌ای آتلانتیس مقایسه کرد و لقب هشتمین بنای عجیب دنیا را به آن داد.

این بنای زیرزمینی شامل 9 معبد حیرت‌انگیز در 5 طبقه است که ابعاد و زیبایی آن، نفس را در سینه حبس می‌کند.

این ساختمان را می‌توان به یک کتاب سه‌بعدی تشبیه کرد که تاریخ بشریت را روایت می‌کند. معبدها به وسیله تونل‌های به شدت آراسته‌ای به هم متصل شده‌اند. حجم این تونل‌ها به 300 هزار فوت مكعب می‌رسد. اما، تنها عده کمی اجازه بازدید از این بنای شگفت‌انگیز را دارند.

 

تالار زمین

جالب است بدانید که دولت ایتالیا تنها چند سال است که از وجود چنین بنایی مطلع شده است.

اگر تا اینجا را خوانده باشید، شاید تصور کنید که این معبد که معبد Damanhur نام دارند، به جا  مانده از یک تمدن قدیمی است. ولی اینطور نیست!

این بنا، حاصل کار یک دلال سابق بیمه است. در ابتدای دهه 60 میلادی وقتی «اوبرتو آیرودی» Oberto Airaudi ده ساله بود، دچار تجربه‌های دیداری عجیبی می‌شد ،او تصاویر عجیبی می‌دید که فکر می‌کرد مربوط به زندگی گذشتگان و معابد حیرت‌انگیز باشد.

اوبرتو توانایی‌های ماوراء طبیعی داشت، او می‌توانست مناظر دور را ببیند و جزئیات ساختمانی هر بنایی را تصور کند...

 

 

سرانجام او تصمیم گرفت که تصوراتش را به واقعیت تبدیل کند. اوبرتو که دوست دارد «فالکو» خطاب شود، شروع کرد به کندن یک حفره آزمایشی در زیر خانه والدینش تا از اصول حفاری سر دربیاورد. در سال 1977 اوبرتو، جای مناسب برای ساختن معبدش پیدا کرد و خانه ای در آنجا ساخت.

 
 

شیشه‌کاری سقف تالار آینه‌ها

 

 


تالار آینه‌ها

 

در آگوست 1979، اوبرتو به همراه چند نفر از دوستانش کار حفر کردن معابد را آغاز کردند. نام Damanhur از نام معبد زیرزمینی مصریان گرفته شده که معنی شهر نور را می‌دهد.

از آنجا که آنها اجازه رسمی برای ساخت چنین ساختمانی نگرفته بودند، تنها افراد محدودی با افکار نزدیک به خودشان را از ایجاد این بنا آگاه کردند. داوطلبانی از همه کشورهای جهان به مدت 16 سال، در 4 شیفت کاری روزانه مشغول حفاری و ساخت این معبد شدند. آنها بدون اینکه نقشه از قبل طراحی‌شده‌ای برای معبد داشته باشند، تنها به طرح‌ها و تصورات اوبرتو متکی بودند.

در سال 91 کار ساخت چندین معبد از معابد 9 گانه تقریبا به اتمام رسید. سطح دیوارها با نقاشی‌ها ، کاشی‌ها، تندیس‌ها و درهای مخفی و پنجره‌هایی با شیشه رنگی پوشیده شد.

 

 

تالار کره‌ها

 

اما در این زمان دیگر کار آنها از حالت سری خارج شده بود. نخستین بار پلیس به خاطر فرار از پرداخت ماليات مزاحم اوبرتو شد ولی یک سال بعد تهدید پلیس جدی‌تر بود، آنها اوبرتو را تهدید کردند که یا به پلیس اجازه بازرسی بدهد و یا کل بنا را دینامیت نابود خواهند کرد!!!

دادستان منطقه همراه سه پلیس با تردید وارد بنا شدند و به مجرد وارد شدن به نخستین معبد به نام تالار زمین، دهانشان از تعجب بازماند.

مقامات سعی کردند که این بنا را به نفع دولت ضبط کنند. به گروه گفته شد که کار روی تزئینات داخلی را ادمه دهند ولی معبد دیگری حفر نکنند.

 

امروزه کسانی که در ساختن معبد Damanhur مشارکت داشتند، دانشگاه، مدرسه، سوپرمارکت و مزارع اختصاصی خودشان را دارند. البته آنها رهبر معنوی خود را پرستش نمی کنند و از معابد تنها به منظور مراقیه گروهی استفاده می‌کنند.

فالکو می گوید: «این معابد به انسان‌ها یادآوری می‌کنند که هر کس توانایی‌هایی بیشتر از حد ادراکش را دارد و اگر بدانیم چگونه به گنجینه‌های نهان اندرونمان برسیم، می‌توانیم به آنها دسترسی پیدا کنیم.»



LIUYUN

شنبه ششم بهمن 1386

برای دیدن همه عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید



 

مشهورترين چهره هاي ايران سوار چه ماشيني مي شوند؟!


براساس مطالعات يكي از خبرنگاران بيكار «هنوز» جمعي از چهره هاي مشهور كشورمان سوار اين ماشين ها مي شوند.


1- محمدرضا گلزار --- BMW
2- محمدرضا شريفي نيا --- زانتيا و سيناد
3- تهمينه ميلاني --– پرادو
4- مسعود ده نمكي --– پژو 206
5- پرويز پرستويي –-- پرشيا
6- بهرام رادان --– لندكروزر
7- پوريا پورسرخ --– پاترول
8- علي لهراسبي --– پرادو
9- كامبيز ديرباز –-- كوراندو
10- محمد اصفهاني --– تويوتا كمري و سوناتا و پژو 405
11- سيد جواد هاشمي --– آزرا
12- فيروز كريمي –-- آزرا
13- امين حيايي –-- رنج رور
14- نفيسه روشن –-- رنو PK
15- حسين رضازاده –-- ماكسيما
16-رضا رشيدپور --– تويوتا كمري
17- محمدرضا فروتن --– پژو 206
18- نيكي كريمي –-- پاترول
19- شهاب حسيني --– ريو
20- محمود شهرياري --– ماكيسما و ماتيز

برای  دیدن بیشتر مطالب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


21



عروسکهای وحشتناک

جمعه پنجم بهمن 1386

برای دیدن بیشتر عکس ها بر روی ادامه متن کلیک کنید



40 شایعه عجیب در دنیای هنر!

جمعه پنجم بهمن 1386

40 شایعه عجیب در دنیای هنر!

   تعداد رسانه هایی که در کشورمان اطلاعات و اخبار مربوط به دنیای هنر را پوشش می‌دهند...
انگشت شمارند و در این میان رسانه‌هایی که پاسخگوی نیازهای سطحی مخاطبین بوده و در کار خود از منابع معتبر استفاده کنند، تقریباً به صفر میل می‌کند.باید باور کرد که درمیان انبوع مخاطبین بخشی نیز به اخبار و اطلاعات زرد علاقه دارند و در بیانی کلی‌تر ژورنالیسم زرد در تمام دنیای شیوه‌ای جا افتاده و مرسوم است البته به شرط آن که اخبار از منابع معتبر و با رعایت حقوق شخصی افراد نقل شود.شاید برای ما نیز جالب بود که در طول یک ماه گذشته سه خبر پربیننده این پایگاه خبری هنری را گزارش‌های زرد تشکیل می‌داد و یقیناً عدم توجه به این نیاز مخاطب و جولان دادن به رسانه‌هایی که با نقل اخبار نادرست مقاصد مالی و شخصی را پیگیری می‌کنند، باعث ایجاد شایعه‌هایی می‌شود که در کمترین تأثیر ممکن چهره هنرمندان را در ذهن مخاطب دچار خدشه می‌کند.پایگاه خبری «هنوز» تلاش می‌کند در میان اخبار متفاوت دنیای هنر در بخشی نیز به این مهم بپردازد.در اینجا فهرستی از شایعات عجیبی که درطول یکسال گذشته توسط برخی منتشر و البته بلافاصله قویاً تکذیب شد را نقل می کنیم تا یادآور شویم عدم اطلاع رسانی موثق چه نتایج عجیب و گاه خنده‌داری دارد.

 
فهرست شایعات

1)      حضور هدیه تهرانی در شبکه «صبا» به عنوان مجری

2)      فوت ناصر عبداللهی بر اثر مصرف مواد مخدر

3)      ازدواج بهنوش بختیاری با یک خواننده پاپ

4)      ممنوع الفعالیت شدن محمدرضا فروتن به دلیل درگیری پشت صحنه

5)      کشته شدن متهم ردیف اول پخش فیلم منسوب به بازیگر سریال نرگس

6)      سفر یانگوم به ایران

7)      ارتباط فامیلی فرزاد حسنی با یکی از چهره‌های مشهور نظام

8)      کاندیداتوری نیکی کریمی در انتخابات مجلس

9)      ازدواج پوریا پورسرخ با یک بازیگر سینما

10)   ضرب و شتم فرزاد حسنی پس از گفتگو با سردار رادان

11)   رفع توقیف سنتوری به کارگردانی مهرجویی

12)   توقیف تئاتر «افرا» به کارگردانی بهرام بیضایی

13)   درگیری رضا کیانیان و پرویز پرستویی

14)   دخالت برخی نهادها در انتشار غیرمجاز CD فیلم‌های در حال اکران

15)   قراردادهای نجومی بازیگران فیلم «اخراجی‌ها»

16)   سفر آمیتا باچان به ایران

17)   کنسرت کریسدی برگ در تهران

18)   بازگشت شادمهر عقیلی به ایران

19)   پخش فیلم‌های خصوصی بازیگران مختلف

20)   درگیری رضا رشیدپور و احمدرضا درویش پس از «شب شیشه‌ای»

21)   آلبوم محسن چاوشی مجوز گرفت

22)   مرگ نامزد رضا صادقی در تصادف رانندگی

23)   ازدواج محمدرضا گلزار با یک سوپر استار سینما

24)   انتشار کاست موسیقی رضا شفیعی‌جم

25)   مرگ مهدی فخیم‌زاده

26)   حضور سوپر استارهای هالیوود در فیلم‌های ایرانی

27)   پناهندگی سیدمحمد حسینی به یک کشور خارجی

28)   توقیف فیلم سنتوری به دلیل استفاده محسن چاوشی

29)   توقیف سریال «ساعت شنی»

30)   ممنوع الفعالیت شدن بهرام رادان به دلیل بی‌احترامی به سیمرغ جشنواره

31)   مرگ فریدون آسرایی

32)   خودکشی مهران غفوریان

33)   حضور برخی هنرمندان در مهمانی سفارت انگلیس

34)   درگیری هانیه توسلی با پوریا پورسرخ

35)   پخش کلیپ خوانندگان از شبکه‌های ماهواره‌ای بدون اطلاع آنها!

36)   انتشار یک فیلم خصوصی از علی دایی

37)   مهاجرت محسن نامجو از ایران

سه شایعه دیگر را شما اضافه کنید!
 
 

 



LOVE

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

برای دیدن بیشتر عکس بر روی ادامه متن کلیک کنید



سلام خدا

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

 

 
 
سلام خدا
خدایا به این جمله ی دیانا 1355 داشتم فکر می کردم ببین:
غریبه به دلت بشینه اما اون نخواد که هرگز تو را ببینه چقدر سخته یه
از هزار غم سخن می راند ،
از هزار غمی که دل کوچکش را می آزارد
خدایا مگر نگفته ای غم دریچه ای رو به توست ؟
آرامشش را از تو می خواهم
خدایا به هیچ غریبه ای اجازه نده در خانه ات کنجی از آن خود کند آخر قدر میزبان چون شناسد؟
در زمانی که همه چیز به ظاهر است
کجا میتوان همدلی به باطن یافت؟
خدایا فریاد تنهایی این مردمان از چیست؟
خود را نیز جدا از آنان نمی دانم من نیز تنهایی بودم
و در جستجوی یک هم زبان
آخرش کارم به جایی رسید که شبی از سر دلتنگی از خواب بیدار شدم
با خود زمزمه کردم خدایا همه رفتند تو دیگه نرو
فشاری بر دلم وارد شد و خوابیدم
در خیال کودکانه ام فکر کردم دست خدا بود که آرامم کرد
همچون دست مادری مهربان
به یقین دریافتم که هر وقت از خدا دور می شوم
بی تابیم افزون شده کلافه ام می کند
و هر وقت با او درددل کرده ام
در های بسته ی بسیاری بر رویم گشوده گردیده
دییانای عزیز خدا، طلب مهر حقیقی ز او کن
نه ز خسان آدم نما!!!!!!!!!!!
برای تو می نویسم تا بدانی خدا نیز برایت می نویسد
که ای عزیز مرا دریاب مرا
مرااااااااااااااااااااااا
آن احد لم یلد ولم یولد را
آن ولم یکن له کفوا احد را
من نیز در شناخت او کودکی هستم شیر خواره
عمر به بطالت گذراندم و بازی میکنم
دیانای خدا
از زینب نوشتی از مصیبت دیده ترین بانوی دنیا
خدایا کمک کن تا اگر مردیم مرد باشیم و مرد بمیریم
واگر زنیم زنی باشیم شایسته ی همسری و مادری فهیم ودانا
خدایا توفیق عمل بر همه بخش
این همه ایمیل های این عزیز داد تنهایی است
پس ای غریبه دل نسوزان
که این دل غم زده بسیاربر عرش نزدیک است
اگر از فرش بگذرد!!!!!!!!!!
دیانای خدا، کودکت را دریاب
که جز تو و خدای مهربان دلسوزی ندارد
اندوه خود بر اوننما
بگذار به شادی پرورده شود تا در آینده نیزمادری شاد باشد
از خدا به حق هر چه خوبی و پاکی است قسم میدهم
دل هر چه غمزده ی بی کس است را آرام کند
الا بذکر الله تطمئن القلوب
هر وقت دلت پر شد صلوات بفرست
دیانا این آرامش را عملا کسب کرده ام
نه اینکه از جایی برایت بنویسم و ادای افراد با ایمان را در آورم
مخصوصا بعد از نماز صبح هر چند تا که می توانی
یا در خیابان یا در ماشین
نوعی دعا است
دعایی که باعث برکت در کارهایت نیز می شود
 
التماس دعا



مسافر

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

مسافر

دو فرشته مسافر ، در بين راه براي اقامت و گذراندن شب به خانه يك خانواده ثروتمند وارد شدند .

خانواده ثروتمند از ورود ميهمان ها ناراحت و عصباني شدند و با وجود داشتن اتاق هاي راحت و گرم، فرشته ها را در كوچك ترين و سرد ترين قسمت خانه يعني زير زمين جاي دادند .

فرشته ها قسمتي از زير زمين را مرتب كرده و آماده خواب شدند ، اما سوراخي در ديوار، توجه فرشته بزرگ تر را به خود جلب كرد، فرشته از جا بلند شد و سوراخ را پوشاند .

فرشته كوچك تر كه از ميهمان نوازي اهالي آن خانه بسيار ناراحت بود پرسيد : چرا سوراخ ديوار را تعمير كردي ؟ فرشته بزرگ تر نگاهي كرد و گفت :

" چيزها هميشه آن طور نيستند كه به نظر مي رسند."

شب بعد فرشته ها به خانه يك كشاورز فقير رفتند تا شب را در آن جا بگذرانند كشاورز و همسرش با خوش رويي آن ها را پذيرفتند.

آن ها غذاي مختصر و ساده خود را با فرشته ها تقسيم كردند و جاي خواب خود را به آن ها دادند تا شب را به راحتي سپري كنند .

صبح روز بعد وقتي فرشته ها از خواب برخاستند، كشاورز و همسرش را گريان ديدند!!!!!!

آنها شب گذشته گاو شيرده شان را از دست داده بودند .

فرشته كوچك تر، خشمگين و عصباني رو به فرشته بزرگ تر كرد و گفت : تو چطور توانستي اجازه دهي كه چنين اتفاقي براي اين خانواده بيفتد .

تو به آن خانواده ثروتمند كه هيچ احتياجي به كمك تو نداشتند، كمك كردي، آن وقت اجازه دادي گاو اين خانواده فقير كه در عين نداري چيزهاي كم خود را با ما تقسيم كردند بميرد .

فرشته نگاهي كرد، لبخندي زد و گفت : " چيزها هميشه آن طور نيستند كه به نظر مي رسند ." و ادامه داد :

وقتي در زير زمين خانه آن خانواده ثروتمند بوديم ، متوجه شدم كه در سوراخ ديوار گنجي از طلاست . از آن جايي كه آن خانواده طماع، بدترين جاي خانه را به ما اختصاص دادند و ما شب را به سختي گذرانديم ، آن سوراخ را پوشاندم تا گنج ديده نشود و به دست آن ها نرسد .

اما شب گذشته وقتي ما در رختخواب اين كشاورز فقير و زحمتكش استراحت مي كرديم، فرشته مرگ بالاي سر همسرش حاضر شد ولي من از او خواستم به جاي زن، گاو كشاورز را با خود ببرد .

 

 

عزيزم، چيزها هميشه آن طور نيستند كه به نظر مي رسند . بسياري از اوقات اتفاقاتي كه در زندگي روي مي دهند تنها به اين دليل است كه در مسير درستي حركت نكرده ايم . اگر منصفانه نگاه كنيم، ايمان مي آوريم كه تمام آن اتفاقات ناشي از اعمال خودمان است ، البته تا زماني كه اتفاق رخ ندهد، موضوع را درك نخواهيم كرد، شايد بعدها علت آن بر ما آشكار گردد .

 

 

اگه نظر خاصی در مورد این متن داشتید

مشتاق شنیدن هستم...



این ها رو

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

برای دیدن بیشتر عکس ها بر روی ادامه متن کلیک کنید



داستانهایی از كربلا

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

داستانهایی از كربلا

 مرور سلمان (ره ) به كربلا

روايت شده است ، وقتى كه جناب سلمان (ره ) از جانب اميرالمؤمنين عليه السلام به حكومت مداين مأ مور گرديد، و عازم مدائن شد، آن عالى مقام با كاروانى همراه شد، و به درازگوشى سوار شده بود به منزل مى رفتند.
و قانون آن جناب بود كه يك فرسخ راه را سوار الاغ ميشد، و يك فرسخ راه را پياده مى رفت تا آن حيوان هم ناراحت نشود، و در ميان اهل قافله قانونِ مراعات احوال حيوانِ مركوب آن جناب معروف و معلوم شده بود.
در منزلى از منازل كه نوبت سوارى الاغ بود، آنجناب سوار شده و به قدر نيم فرسخ سوار بود، كه ناگاه اهل قافله ديدند، آن جناب بى اختيار از الاغ مركوب خود پياده شد، و بى اختيار خود را به زمين انداخت و زمين را به آغوش كشيد، و مانند ابر بهارى زار زار ميگريست ، اهل قافله متعجب شدند وبه سوى ايشان متو جّه شدند.
ناگاه ديدند بعد از زمانى از آن زمين گريان و نالان برخاست وچند قدم راه رفت ، باز خود را به زمين افكند، صداى گريه و ناله بلند كرد، زمانى با شدّت گريست ، بعد از آن قدرى رفته باز خود را به زمين افكند، با شدّت تمام صيحه و ضجّه زده ، مانند زن ثلكى مى گريست و مى ناليد تا اين كه براى اهل قافله معلوم شد كه آن زمين ،زمين كربلا است .

كشكول النور: ج 1 ص 282.
داستانهايى از زمين كربلا

 

كشتى نوح در كربلا

در طوفان جهانى حضرت نوح عليه السلام ، كشتى نوح در همه زمين ( كه بصورت دريا درآمده بود) گشت تا رسيد به سرزمين كربلا، حضرت نوح احساس كرد، كشتى درمانده و زمين آن را مى كشد، حضرت نوح به گمان غرق كشتى ترسيد، و جريان را به خدا عرضه داشت ، جبرئيل بر او نازل شد و گفت : در اين سرزمين حضرت امام حسين عليه السلام سبط حضرت محمّد خاتم پيامبران (ص ) و فرزند حضرت على خاتم اوصياء عليه السلام را مى كشند.
حضرت نوح عرض كرد، قاتل او كيست ؟ جبرئيل گفت : قاتل او كسى است كه اهل هفت آسمان و زمين او را لعنت مى كنند، حضرت نوح عليه السلام چهار بار بر قاتل امام حسين عليه السلام لعنت گفت ، آنگاه كشتى به حركت در آمد، و سرانجام در كوه جودى (در ناحيه شام ) مستقر شد.

بحار الانوار ج 4 ص 243.
داستانهايى از زمين كربلا
 



گرم ترین منطقه جهان در ایران

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

گرم ترین منطقه جهان در ایران


 

گرم ترین نقطه کره زمین با دمای نزدیک به ۷۰ درجه در سایه، در دشت لوت ایران قرار گرفته است. دکتر پرویز کردوانی بیابان شناس معروف ایرانی با اعلام این مطلب گفت: منطقه گندم بریان در دشت لوت که در ۸۰ کیلومتری شهداد و در شرق رود بیرجند قرار گرفته است منطقه ای با پوشش آتشفشانی است و همین پوشش سیاه آتشفشانی موجب بالا رفتن شدید گرما در این منطقه می شود.

به گفته وی این منطقه همچنین پست ترین منطقه داخلی ایران نیز محسوب میشود و این موضوع نیز از دیگر دلایل گرمای شدید آن است. کردوانی معتقد است که در گندم بریان در منطقه ای به طول ۲۰۰ کیلومتر و عرض ۱۵۰ کیلومتر هیچ موجود زنده ای زندگی نمی کند و شرایط به گونه ای است که امکان زیست هیچ گیاه یا حیوانی وجود ندارد. گواه کردوانی بر این موضوع این است که در تحقیقات خود مشاهده کرده است که گاو و گوسفند مرده ای که توسط کامیون های عبوری در گندم بریان رها شده بودند تجزیه نشده و نگندیده بودند بلکه فقط در اثر حرارت خورشید خشک شده بودند. به گفته وی این موضوع نشان می دهد که در این منطقه حتی باکتری هم امکان حیات ندارد.

کردوانی اضافه کرد: در نزدیکی گندم بریان پدیده های طبیعی بسیار زیبایی از جمله کلوت های بیابان لوت قرار دارد. این کلوت ها رشته دالان های موازی هستند که بر اثر باران و باد شدید به مرور زمان ایجاد شده است و ارتفاع دیواره های آنها به ۲۰۰ متر می رسد.

دکتر کردوانی گفت: پیش از اعلام میزان گرمای گندم بریان گمان می شد صحرای لیبی در شمال صحرای آفریقا با ۷/۵۷ درجه سانتی گراد حرارت گرم ترین منطقه کره زمین باشد، اما امروز مشخص شده است که گندم بریان در بیابان لوت با دمایی بیش از ۶۷ درجه سانتی گراد در سایه، گرم ترین نقطه کره خاکی است.




برجی شگفت انگیز در هنگ کنگ

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

برای دیدن بیشتر عکس بر روی ادامه متن کلیک کنید



آقا امام حسین

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام
خواب دیدم خسته و افسرده ام
روی من خروارها از خاک بود
وای قبر من چه وحشتناک بود
تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود
ناله می کردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم تشنه ی یک جرعه آب
خسته بودم هیچ کس یارم نشد
زان میان یک تن خریدارم نشد
هر که آمدپیش حرفی راند و رفت
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت
نه شفیقی نه زفیقی نه کسی
ترس بود و وحشت و دلواپسی

آمدند ازراه نزدم دو ملک
تیره شد در پیش چشمانم فلک
یک ملک گفتا بگو نام تو چیست
آن یکی فریاد زد رب تو کیست
ای گنهکار سیه دل بسته پر
نام اربابان خود یک یک ببر
در میان عمر خود کن جستجو
کارهای نیک و زشتت را بگو
گفتنم عمر خودت کردی تباه
نامه ی اعمال تو گشته سیاه
ما که ماموران حق داوریم
اینک تو را سوی جهنم می بریم
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود
دست و پایم بسته در زنجیر بود
ناامید از هر کجا ودلفکار
می کشیدندم به خفت سوی نار
 
ناگهان الطاف حق آغاز شد
ازجنان درهای رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان
نورپیشانیش فوق کهکشان
چشمهایش زندگانی می سرود
درد را از قلب آدم می زدود
گیسوانش شط پر جوش و خروش
در رکابش قدسیان حلقه به گوش
صورتش خورشید بود وغرق نور
جام چشمانش  پر از شرب طهور
لب که نه سر چشمه ی آب حیات
بین دستش کائنات و ممکنات
خاک پایش حسرت عرش برین
طره یی ازگیسویش حبل المتین
بر سرش دستار سبزی بسته بود
به دلم مهرش عجب بنشسته بود
در قدوم آن نگار مه جبین
از جلال حضرت عشق آفرین
دو ملک سر را به زیر انداختند
بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشتند این زمزمه
آمده اینجا حسین فاطمه
صاحب روزقیامت آمده
گوئیا بهر شفاعت آمده

سوی من آمد مرا شرمنده کرد
مهربانانه به رویم خنده کرد
گفت آزادش کنید این بنده را
خانه آبادش کنید این بنده را
اینکه اینجا این چنین تنها شده
کام او با تربت من وا شده
مادرش او را به عشقم زاده است
گریه کرده بعد شیرش داده است
اینکه می بینید در شور است و شین
ذکر لا لا ئیش بوده یا حسین
دیگران غرق خوشی و هلهله
دیدم او را غرق شور و هروله
با ادب در مجلس ما می نشست
او به عشق من سر خود را شکست
سینه چاک آل زهرا  بوده است
چای ریز مجلس ما بوده است
خویش را در سوزعشقم آب کرد
عکس من را بر دل خود قاب کرد
اسم من راز و نیازش بوده است
خاک من مهر نمازش بوده است
پرچم من را به دوشش می کشید
پا برهنه در عزایم می دوید
اقتدا بر خواهرم زینب نمود
گاه می شد صورتش بهرم کبود
بارها لعن امیه کرده است
خویش را نذررقیه کرده است
تا که دنیا بوده از من دم زده
او غذای روضه ام را هم زده
اینکه در پیش شما گردیده بد
جسم و جانش بوی روضه می دهد
حرمت من را به دنیا پاس داشت
ارتباطی تنگ با عباس داشت
نذر عباسم به تن کرده کفن
روز تاسوعا شده سقای من
گریه کرده چون برای اکبرم
با خود او را نزد زهرا می برم
هر چه باشد او برایم بنده است
او بسوزد صاحبش شرمنده است
در مرامم نیست او تنها شود
باعث خوشحالی عدا شود
در قیامت عطر و بویش می دهم
پیش مردم آبرویش می دهم
باز بالاتر به روز سر نوشت
میشود همسایه ی من در بهشت
آری آری هر که پا بست من است
نامه ی اعمال او دست من است
 
شاعر:امیر حسین میر حسینی



نی نی کوچولو

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

برای دیدن بیشتر عکس ها بر روی ادامه متن کلیک کنید



چقدر خنده داره

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

 

چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

 

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

 

چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

 

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!

 

چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

 

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی تمایل داریم!

 

چقدر خنده داره که برای عبادت و نیایش هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

 

چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما معجزات الهی رو به سختی باور می کنیم!

 

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری  در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

 

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی  رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

 

خنده داره. اینطور نیست؟!

دارید می خندید؟

دارید فکر می کنید؟

 

این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای مهربان و دوست داشتنی است.

 

پی نوشت : آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست پاک می کنید بخاطر اینکه شک دارید که اونها به چیزی اعتقاد دارند ؟!!!

 

خنده داره؟ . .



عکس های قطره

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

برای دیدن بیشتر عکس بر روی ادامه متن کلیک کنید

 



پارت 2 ماشین سال 2008

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

 

برای دیدن بیشتر عکس بر روی ادامه متن کلیک کنید



ماشین های سال 2008

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

گ

 



حیوانات ترکیبی

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

برای دیدن بیشتر عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید



چگونه

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

چگونه آیدی خود را در سایت یاهو پاک کنیم؟

صحبت امروز در اين مورد هست که چگونه آیدی خود را در سایت یاهو پاک کنیم؟
این عمل بايد با دقت زياد انجام شود زيرا در صورت پاک شدن هیچ راهي برای باز گرداندن آیدی و يا سرویس های قبلي خود نيست .پس قبل از اين كار فکر هاي خود را بکنيد که در آخر پشيماني سودی ندارد.البته بعد از آن شما مي توانيد آیدی جديد درست کنيد.
برای پاک كردن آی دی خود وارد 
این صفحه شده ودر آنجا نام كاربری و اسم رمز خود را وارد كنيد
سپس با وارد كردن مجدد پسورد آي دي مورد نظر روي accept كليك كنيد تا آي دي مورد نظر براي هميشه پاك شود..براي باز گرداندن مجدد بايد دوباره در ياهو ثبت نام كنيد.



اشکهایم

چهارشنبه سوم بهمن 1386

اشــــــکهام جاری شده کسی نیست ببینه
بارون اشــــــکهام می خوادفقط ترا ببینه
دلـــــم هوات ُ کرده بیا ببین چه خونه
بیا اشــکهام ُ پاک کن نذار جاری بمونه
بباربارون اشکهام که پائیزهم تمومه
  اشکی نمونده واسم آخه پائیز تمومه 
همه جا سفــــید ِ ،رد ِ پایی دیده نمیشه
زمستون هم رسیده ولی پیدات نمیشه
دیگه چشام نمی خواد هیچوقت ترا ببینه
هر وقت ترا ببینه فقط میگه دیونه
هـــمـــه تـــن بــا تــو بـــودم بــا تــو مــانـدم
               کــجـایـی دلِ من که ایــنـجــا بــی تــو ماندم
                  گــذشـتـی از کــنـارم کــجــایــی ای دل مــن
                     مــنـم آن کــس که دل را بــر تــو بــاخــتـــم
                        کـجـا رفــتی چه شد برمن کجا بردی دل من
                           نــدارم عـادت که بــی تــو بـمـانـم ای دل من
تـــو را خـواهـــم که ای دل بــمــانــی بــا من
  کـــه بــر ایــن دل احــتــیـــاج دارم ای دل من
      چــه شـــد بــرمــن کـــجـا رفـــتــم کـجا بودم
         نــمـیـدانــم کــه بـا این دلکـجا رفـتـم کـجـا بودم
                  نـکـن گـــــریــه که ای دل بی تو من هـیچـم
                     تــو را خـواهــم کــه ای دل بــمانــی بـــا من
در ایـن عـالـم کــه ای دل بــــا تـو  چه کردم
  کجا بـردم کجا رفـتی کـه وای بر من چه کردم
      هـمیـن دانـم که بـا تـو بـودم کجا رفـتی نـمیدانم
          بـیـا بـرگرد ای دل تـو را خـواهـم ،بـمان با من
               بـیـا ای دل کـه بـا هــم در ایــن کـوچـه بـگردیم
                   هـمـیـن جـا درایـن کوچه در این تاریکی بگردیم



BABY

چهارشنبه سوم بهمن 1386

 

 برای دیدن بیشتر عکس ها بر روی ادامه متن کلیک کنید





  • عکس
    fashist4450@yahoo.com

موضوعات